مهمترين و کارسازترين عنصر شکلدهي رفتار نسل جديد بعد از والدين، به شخصيت و منش معلمان وابسته است. زيرا معلم در مجموعهی عوامل موثر بر تعليم و تربيت دانش آموزان، تنها عنصر جاندار و مداخلهگري است که ميتواند بنيادهاي تعليم و تربيت فعال و خلاق را در پرتو عقلانيت، مدنيت و معنويت پايدار سازد. اوست که با شخصيت فرزانه خويش، دانش و منش والا را به دانش آموزان خود منتقل مي کند.مقطع سني نوجواني بهترين زمان براي توسعهي آداب گفتگو است بنابراين از طريق فعاليتها و متون آموزشي به گونهاي ملموس و علمي ميتوان دانشآموزان را در مشارکت جمعي تشويق کرد.يکي از راهبردهاي اصلي در تربيت فعال معلمان اهميت دادن به فرهنگ گفتگو است.گفتگو متضمن بردباري در هنر شنيدن، بلند نظري در فرايند اندشيدن و تکثرگرايي در توليد گفتمانهاي مختلف است.در فرهنگ گفتگو، بيش از گفتن به شنيدن نياز است. رابطه معلم و شاگرد در مدار فرهنگ گفتگو تمامي مناسبات خطي و يک سويه در تعليم و تربيت سنتي را بر هم ميزند. در گفتگو، رابطه معلم و شاگرد به جاي خطي حلقوي ميشود. تحکم و تلقين و تحميل مستبدانه، جاي خود را به تحمل، تکريم و تمکين فروتنانه ميدهد. جايگاه فرهنگ گفتگو در عنصر کنوني، زماني روشنتر و زيباتر ميشود که بدانيم بدون به کارگيري اين زبان انديشهپرور نميتوان به ضرورتهاي جهاني تعليم و تربيت و فرايند جهاني شدن آن پاسخ مقبول و معقولي داد. چرا که، امروزه تعليم و تربيت يک فرايند جهاني و متأثر از عوامل مختلف درون مرزي و برون مرزي است و نميتوان آن را در محدودهي متغيرهاي بومی و محلهاي و در قلمرو نظامهای بسته و فروکاهنده محصور کرد.

